حضرت زینب سلام الله  علیها

شفا گرفتن جوان مسیحی و مسلمان شدن 2...

شفا گرفتن جوان مسیحی و مسلمان شدن 23 ارمنی «آن روز بین‌الحرمین غوغایی به‌پا بود. رابرت، پدر و مادرش و 20 جوان ارمنی شهادتین را خواندند و ...

yahya bonaud

Christian Bonnaud: J’ai trava...

Interview:Christian Bonnaud est écrivain, traducteur et commentateur du Saint Coran en français. Yahya Alaoui ou Yahya Bonnaud est né dans une famille...

نجم

‏سوگند به ستاره در آن زمان كه دارد ...

تفسير نور: سوره نجم آيه 1 ‏متن آيه : ‏ ‏ وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ‏ ‏ترجمه : ‏ ‏سوگند به ستاره در آن زمان كه دارد غروب مي‌كند !‏ ‏توضيحا...

13960201000350_Test_PhotoG

کنایه های مدیری

کنایه های مهران مدیری روی لینگ کلیک فرمایید   http://www.farsnews.com/MediaDisplay.aspx?nn=13960201000372    ...

شفا گرفتن جوان مسیحی و مسلمان شدن 23 ارمنی

شفا گرفتن جوان مسیحی و مسلمان شدن 23 ارمنی

«آن روز بین‌الحرمین غوغایی به‌پا بود. رابرت، پدر و مادرش و 20 جوان ارمنی شهادتین را خواندند و مسلمان شدند. رابرت شد:«ابوالفضل»،آبراهام «علی» و وارتوش؛«فاطمه»

شفا گرفتن جوان مسیحی  و مسلمان شدن 23 ارمنی

مجله فارس پلاس؛عطیه اکبری: این روزها کربلای معلی میزبان زائران حسینی است نه‌فقط شیعیان که سنی و زرتشتی و یهودی، دل‌باخته محبت اهل‌بیت هستند و هر سال این ارادت، افسار دل را به دست می‌گیرد و می‌کشد هر جا که خاطرخواه اوست.

در میان همهمه زائران، مویه‌های هر زائری در بین الحرمین روایتی است از یک ارادت، اما روایت دلدادگی «ابوالفضل» امروز و «رابرت» دیروز و پدر و مادرش که حالا نه «آبراهام» و «وارتوش» که «فاطمه» و «علی» صدایشان می‌زنند شنیدنی‌تر است. معجزه علمدار کربلا خریدار دل 20 جوان ارمنی هم شد و همه دوستان رابرت در بین الحرمین شهادتین را خواندند و مسلمان شدند. امروز پرچم سیاه عزای حسین بن علی (ع) زینت دیوارهای خانه این خانواده در محله ارامنه است. انگار که شیعه زاده شده‌اند و مِهر خاندان نبوی ریشه در باورهای آباء و اجدادی‌شان دارد.

با حاج «اصغر جوادی»؛ خادم اهل بیت و حلقه وصل ارمنی‌ها به هیات قمر بنی هاشم همراه این خانواده می‌شویم و او راوی این اتفاق می‌شود. محدودیت‌های این خانواده مسلمان شده و 20 جوان ارمنی اجازه تصویربرداری را نمی‌دهد و ما می‌مانیم و حلاوت قصه‌ای که می‌شنویم.

نوای یا قتیل العبرات و جوانان ده متری ارامنه

«صدای یا قتبل العبرات و طنین سینه زنی هیات قمربنی هاشم در خیابان سبلان شمالی که می‌پیچید سر و کله نوجوان‌ها و جوانان ارمنی، اطراف هیات پیدا می‌شد. می‌ایستادند و شور و حال عزاداران را تماشا می‌کردند. شب‌های منتهی به تاسوعا و عاشورا هیاهوی بچه‌های کم سن و سال بیشتر میخکوبشان می‌کرد. با تعجب به پسربچه 10 ساله‌ای نگاه می‌کردند که بیرق سنگین یا قمربنی هاشم را در دستانش نگه می‌داشت وقتی می‌دیدند قد بیرق از قد پسربچه بلندتر است و با هر حرکت تلوتلو می‌خورد، حیرت می‌کردند.»

راز این خدمت بی مزد و منت چیست؟

 حاج اصغر جوادی کنار رابرت نشسته و خاطرات رفاقت هدفدارش با جوانان ارمنی او را به چند سال قبل می‌برد؛«تک و توک بچه‌های 10 متری ارامنه را می‌شناختم. جلوی در هیات قمر بنی هاشم که می‌دیدمشان می‌پرسیدم چرا داخل نمی‌آیید؟ می‌گفتند ما ارمنی هستیم. می‌گفتم در هیات ما به روی همه باز است اما داخل نمی‌آمدند. می‌پرسیدند امام حسین به شما چی می ده که این بچه‌های کوچک اینطور برایش خودشان را به آب و آتش می‌زنند. آن هم بعد از 1400 سال؟! بدون آنکه توقع یک تشکر خشک و خالی از کسی داشته باشند. ما برای مراسم ترحیم اقوام خودمان هم انقدر مایه نمی‌گذاریم! سر حرف باز می‌شد و آن‌ها می‌پرسیدند و من با همه آنچه در این سال‌ها از عشق به امام حسین (ع) بر دل و جانم نشسته بود جوابشان را می‌دادم. می‌گفتند امام حسین (ع) را می‌شناسیم اما من می‌گفتم کم می‌شناسیدش. از کرم امام حسین (ع) هر چه بگوییم کم است. می‌گفتم می دانید امام حسین (ع) نگاه ویژه‌ای به ارمنی‌ها دارد. از معجزه‌ها و شفا دادن‌ها که برایشان می‌گفتم اشک‌ها بر صورت‌هایشان جاری می‌شد.

ارمنی ها هم پاگیر هیات شدند

جوان‌های ارمنی بی آنکه بخواهند و بدانند شیفته اباعبدلله (ع) شده بودند. این را راوی قصه شنیدنی می‌گوید: «آمدن بر و بچه‌های محله ارامنه به هیات، هر سال تکرار می‌شد. تمام 10 شب اول محرم پاتوقشان جلوی در هیات قمربنی هاشم بود.

دو سال به تماشا کردن ارادتمندان اهل بیت گذشت تا اینکه سال سوم بی سر و صدا کنار بچه شیعه‌ها ردای خدمت به امام حسین (ع) را تنشان کردند و وارد هیات شدند.سیاهه امام حسین را به در و دیوار هیات می‌زدند. 20 جوان ارمنی بودند، 20 رفیق. بی سر و صدا می‌آمدند و یک گوشه کار را دست می‌گرفتند. یکی پیاز پوست می‌کند، یکی گونی‌های سنگین برنج را روی دوشش می‌گذاشت و این طرف و آن طرف می‌برد.

امام حسین(ع) شما نگاهی به ما می‌اندازد؟

«یک شب حال دیدم حال رابرت خیلی بد است. نگران و مضطرب جلوی در هیات همراه پدرش ایستاده بود. سراغش رفتم و گفتم رابرت چیزی شده؟ پدرش انگار معطل یک سؤال بود و شروع کرد به گریه، اشک‌هایش بند نمی‌آمد. به زحمت متوجه حرف‌هایش می‌شدم. گفت یادت می‌آید پارسال خاطره آن ارمنی را به من گفتی؟ یادت هست گفتی دختر بچه ارمنی امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل شما را که صدا زد معجزه شد و ماشین ترمز بریده که سراشیبی را با سرعت پیش گرفته بود ایستاد؟ جلوتر آمد و در گوشم گفت حالم خراب خراب است عمو اصغر. رابرت سرطان خون دارد. صدایش را پایین آورد و آرام‌تر گفت دیر فهمیدیم. دکترها جوابش کردند. امام حسین شما به ما هم نگاهی می‌اندازد؟ پسر من را شفا می‌دهد؟»

هر دو با هم اشک ریختیم. چشم‌های رابرت هم خیس اشک شده بود. از بیماری‌اش خبر داشت. می‌دانست سرطان خون دارد اما نمی‌دانست دکترها جوابش کردند. چشم دوخته بود به پرچم علمدار کربلا. سر و کله رفیقان رابرت هم پیدا شد. دورش حلقه زدند و غم نگاه همه‌شان عجیب خریدنی بود.پدر رابرت می‌گفت شنیدیم حضرت ابوالفضل حواسش به ما مسیحی‌ها هست. یعنی می‌شود برای ما هم چشمه‌ای از کرم و معرفتی که شما می گویید دارد رو کند؟ انگار روضه می‌خواند. دلش را وصل کرده بود به صاحب این روزها.

 رفقای رابرت هم می‌دانستند روزهای آخر دوستشان است. مثل مرغ پر کنده از ده متری ارامنه هر شب خودشان را به هیات قمربنی هاشم می‌رساندند و شانه به شانه بر و بچه‌های شیعه در هیات خدمت می‌کردند. رابرت چند روز اول محرم که حالش خوب بود همراه رفقایش در هیات خدمت می‌کرد و از روز پنجم به بعد توان راه رفتن نداشت. جلوی در هیات برایش صندلی می‌گذاشتیم و می نشست. از اول تا آخر دست از روی سینه بر نمی‌داشت. مادرش هم می‌آمد. پرده را کنار می‌زد و پسرش را تماشا می‌کرد و باز گریه و گریه.»

این محال است از یکی مان چشم بر دارد،رفیق!

هر چه می گذرد ماجرای ارادت این خانواده ارمنی به سالارشهیدان شنیدنی تر از قبل می شود. رابرت،پدر و مادر و رفیقانش سراپا گوشند و چشم های رابرت خیس از اشک. روایت عمو اصغرِ بچه های ارمنی به شاه کلید زندگی آنها نزدیک تر می شود؛«روز ششم رفتم هیات. از رابرت و رفیقان و پدرش خداحافظی کردم. باید می‌رفتم کربلا. به پدر رابرت گفتم به ریسمان اهل بیت ما بچه شیعه‌ها که چنگ بزنی، دست خالی بر نمی‌گردی. اما باید از همه جا بریده باشی. گفتم پیراهن این بچه را زیرپای سینه زن‌ها بینداز، متبرک به خاک پایشان که شد پیراهن را تنش کن. آن زمانی که درون روضه می‌آئیم ما… شخص او بر تک تک ماها نظر دارد رفیق»

تا کربلا نرسم حرفی برای گفتن ندارم

گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب می‌شود…گاهی نمی‌شود که نمی‌شود که نمی‌شود… سرنوشت جوان ارمنی مصداق این شعر قیصر امین پور است و برای رابرت،قرعه «به خوب می‌شودش» افتاد؛ «از کربلا برگشتم، شب سوم امام به هیات قمر بنی هاشم خیابان سبلان رفتم. هیات برقرار بود و یکی از پیرغلام های قدیمی دم روضه حضرت عباس گرفته بود و مجلس تماشایی. وسط روضه چشمم به دوستان رابرت افتاد اما این بار نه در گوشه و کنار هیات که درست وسط شور سینه زنی ایستاده بودند، به سر و صورتشان می‌زدند و حالشان غریب بود. تعجب کردم. آرام و قرار نداشتند. تا تمام شدن هیات دل تو دلم نبود که از احوال رابرت خبری بگیرم. رابرت و پدرش در هیات نبودند. دلشوره گرفتم. فکر می‌کردم کار، تمام شده و بیماری، بچه را از پا انداخته است. مجلس که تمام شد از بچه‌ها سراغش را گرفتم. گفتند خواهشی داریم هر کاری دارید زمین بگذارید و همین حالا به خانه رابرت بروید. رابرت فقط اسم شما را می‌آورد. سراسیمه خودم را به این خانه رساندم.» به رابرت و پدر و مادرش نگاه می کند و ادامه می دهد:«یادتان می آید؟ چشم اهل خانه پر از اشک بود و با دیدن من انگار اشک‌هایشان جان تازه گرفت. گفتم چی شده رابرت؟ حالت بهتر شده پسر؟ جواب سوالم را نداد و فقط گفت ویزای ما رو می‌توانی بگیری؟ می‌شود اربعین ما رو کربلا ببری؟ گفتم چرا حرف نمی‌زنی؟ گفت تا کربلا نرسم حرفی برای گفتن ندارم.»

جوانان ارمنی خاک نجف را سرمه چشمانشان کردند

وقتی شفاعتت کنند چه فرقی می‌کند اهل کدام دین و آیین باشی خریدارت می‌شوند، راوی داستان تا اینجا حاج اصغر جوادی است اما می‌گوید از اینجا به بعدش را باید از زبان رابرت بشنوی، روایت حسین شدن رابرت را که می‌پرسیم  هنوز جمله اول به جمله دوم نرسیده اشک راه چشمان او  را می‌بندد و بغض راه گلو و حاج اصغر ادامه ماجرا را تا عمود یک مسیر پیاده روی اربعین روایت می کند؛«ویزا گرفتن برای اقلیت‌ها به قصد زیارت کار راحتی نیست، اما بالاخره با هر دردسری که بود ویزا را گرفتم برای رابرت و پدر و مادر و همان ۲۰ رفیقی که پاگیر مجلس عزای امام حسین(ع) شده بودند و اصرارشان را برای رفتن به کربلا نمی‌فهمیدم. اگر بدانید من شاهد چه صحنه‌های نابی در این سفر بودم! رسیدیم نجف، به حرم مولا که رسیدیم. گفتم اینجا بارگاه امام اول ما شیعیان علی ابن ابی طالب(ع) است، خاک نجف را سرمه چشمانشان کردند این جوانان ارمنی، شب، نجف بودیم و صبح راه افتادیم سمت کربلا، عمود یک را که رد کردیم نشستم کف زمین به رابرت گفتم قول دادم اربعین کربلا بیارمت آوردم، قول دادی راز سر به مهرت را اینجا بگویی. قدم از قدم بر نمی‌دارم اگر حرف نزنی.»

کریم اگر کرم کند صد گره وا شود ز لطف…

محال است به اینجای قصه برسی و کلمه کلمه این شعر در ذهنت تداعی نشود، کریم اگر کرم کند صد گره وا شود ز لطف…حسین اگر نظر کند درد دوا شود ز لطف… حالا راوی اصل قصه رابرت می شود و ما سراپا گوش؛« شب تاسوعا بود و حالم خراب خراب. گویا دکترها جوابم کرده بودند، این را از گریه‌های پدر و مادرم می‌فهمیدم و توانی که هر لحظه کمتر و کمتر می‌شد. دسته عزاداری هیات در خیابان وحیدیه به راه افتاده بود و پدرم به توصیه عمو اصغر اشک ریزان پیراهن من را از تنم در آورد و زیرپای عزاداران حسینی انداخت. دسته که رد شد پیراهن خاکی را دوباره برداشت و با گریه تنم کرد. اینقدر حالم بد بود که از هوش رفتم و ظهر عاشورا در بیمارستان چشمانم را باز کردم. دو روز کامل بیهوش بودم. اما همه این دو روز را در صحرای بی آب و علفی بودم که در خواب می‌گفتند صحرای نینواست. یک بیابان بی آب و علف. با خیزران برایم برانکارد درست کرده بودند. 5 نفر من را ذکرگویان در صحرا می‌بردند. در مسیر، عده‌ای پرچم عزاداری دستشان بود. عده‌ای پذیرایی می‌کردند. پرسیدم اینجا کجاست؟ به زبان عربی گفتند اینجا «حریق الاربعین» است. گفتم اجازه بدهید من هم پیاده شوم و راه بروم. گفتند حالا زود است. مسیر بیابان را طی کردیم. از دور گنبد طلایی حرم که به چشم آمد، همان موقع گفتند حالا ادامه راه را خودت پیاده برو . موقع پایین آمدن یک نفر پهلویم را گرفت و کمکم کرد راه بروم. پشت سرم را نگاه کردم که صورتش را ببینم. کلاهخود سرش بود. جلوتر رفتم و به حرم نزدیک شدم. همراهانم گفتند اینجا حرم علمدار کربلاست، چشمانم خیس اشک شد و در همان حال به هوش آمدم. از تخت بیمارستان پایین آمدم و راه رفتم. پدرم از حال من متوجه شده بود که اتفاقی افتاده و از پزشکان خواست آزمایش‌های من را تکرار کنند. ما ارمنی هستیم اما پدرم امید داشت به نگاه اهل بیت شیعیان؛ چون همه می گفتند حضرت عباس نگاه ویژه‌ای به ارمنی‌ها دارد. پزشکان آن بیمارستان همه ارمنی بودند و دلیل درخواست پدرم را نمی‌دانستند. آزمایش‌ها تکرار شد و جواب ها آمد. جواب آزمایش من در بیمارستان دست به دست می شد و دکترها اول فکر می‌کردند برگه جواب آزمایش با بیماری دیگری جا به جا شده است. اما من شفا گرفته بودم. این راز سر به مهر را تا حریق الاربعین در دلم نگه داشتم و برای این رازداری دلیل داشتم.»

وقتی 23 ارمنی یک جا در بین الحرمین شهادتین خواندند

 احوالشان روضه‌ای تمام عیار است بدون حزن مداح و بغض راه گلوی ابوالفضل و فاطمه و علی این خانه و همه رفیقان را بسته و حاج اصغر جوادی، ما را به بین الحرمین می برد؛« عمود به عمود جلو رفتیم. خستگی را از پاهای رابرت و پدر و مادر و رفیقانش گرفته بودند انگار. بیقرار بودند برای رسیدن به حرم حضرت عباس(ع) و ضریح شش گوشه امام حسین(ع). رسیدیم به بین الحرمین. رابرت اشک ریزان روی زمین نشست و گفت همین جا، همین جا، ظهر عاشورا همین جا احساس کردم همه دردها از تنم بیرون رفته و مثل نوزاد تازه متولد شده شدم. پدرش جلو آمد و گفت اهل بیت حجت را بر ما تمام کردند. ما نذر کرده بودیم مسلمان شویم آن هم در اربعین. شهادتین را برایمان می‌خوانی؟ ما هم زمزمه کنیم؟»

رابرت شد ابوالفضل،آبراهام و وارتوش؛ فاطمه و علی

 آن روز بین الحرمین غوغایی به پا بود. وقتی رابرت، پدر، مادرش، همه 20 رفیق گرمابه و گلستانش کنار هم ایستادند و روبه روی حرم حضرت عباس شهادتین را خواندند و مسلمان شدند. اشک‌ها بود که با تماشای این صحنه روانه شد و بعد از خواندن شهادتین دم روضه علمدار را گرفتیم و رابرت میاندار مجلس بود. «رابرت» شد «ابوالفضل»، «آبراهام»؛«علی» و  «وارتوش»؛ «فاطمه».

نذر کردیم هر سال دو ارمنی را مسلمان کنیم

دل این خانواده با اهل بیت گره خورد، زنجیری ناگسستنی. حالا رابرتِ ابوالفضل شده جان می‌دهد برای پیاده روی اربعین. می‌پرسیم آقا ابوالفضل از حال این روزهایت بگو. اشک‌ها زودتر از کلمات جاری می‌شوند؛ «هرکجای دنیا هم که باشم محرم و تاسوعا و عاشورا و اربعین باید کربلا باشم. فقط آنجاست که آرام و قرار دارم. همه دوستانم هم می‌آیند. نذر شربت داریم برای پیاده روی اربعین. یک نذر دیگر هم داریم اینکه هر سال دو ارمنی را مسلمان کنیم. پارسال این نذر ادا شد و دو نفر از دوستانمان با ما در پیاده روی اربعین همراه شدند و همان جا در کربلا مسلمان شدند.»

Christian Bonnaud: J’ai travaillé sur l’imam Khomeiny, sur ses œuvres spirituelles et philosophiques

Interview:Christian Bonnaud est écrivain, traducteur et commentateur du Saint Coran en français. Yahya Alaoui ou Yahya Bonnaud est né dans une famille catholique, en 1957 à Freiburg en Allemagne.

   A cause de la carrière de son père, il a vécu en Allemagne et en Algérie jusqu’à l’âge de 10 ans, puis il s’est déplacé à Strasbourg en France

Bonnaud s’est familiarisé avec les œuvres de René Guénon, philosophe musulman français et sous l’influence de ses œuvres, il s’est converti à l’islam en 1979. Puis il a commencé à faire des études en langue et littérature arabes et sur l’islamologie qui l’a conduit aux écrits d’Henri Corbin sur la gnose chiite.
Avec les orientations d’Amadou Hampâté Bâ, gnostique africain et chef spirituel du tidjanisme, il s’est reconverti au chiisme, adoptant le nom de Yahya.
Yahya Bonnaud a écrit de nombreux ouvrages sur la gnose islamique, la révolution iranienne, l’imam Khomeiny (s) et ses œuvres.

Ce qui suit est une interview qu’il a récemment accordée à l’Agence Internationale de Presse Coranique (IQNA). Nous vous présentons la première partie de cette interview :
IQNA : Quand et comment avez-vous commencé à travailler sur l’islam ?
J’ai commencé mes études sur l’islam il y a 35 ans. J’ai accompli de nombreux travaux, dont le premier  était une thèse sur l’Imam Khomeiny. Ce n’était pas une œuvre sur sa dimension politique, mais une œuvre essentiellement sur ses écrits, sur ses œuvres, ses travaux spirituels et philosophiques. A côté de ce travail, j’ai eu plusieurs publications et livres sur la gnose, la philosophie.
Une traduction du Saint Coran …
La seconde catégorie de travail a commencé par la traduction du Coran en français. C’est un travail qui est encore en train d’être fait parce qu’il est accompagné d’un commentaire non pas au sens propre du terme, mais d’une étude sur toutes les significations des mots et des phrases et les divergences qui existent entre différentes compréhensions et différentes lectures, ce qui exige un immense travail. Un premier volume en a été publié, les préparations du deuxième volume sont en cours et il doit y avoir sept volumes.  Pour plusieurs raisons, je n’ai pas pu travailler pendant un certain temps. J’espère pouvoir reprendre le travail.
On peut y ajouter les articles publiés dans la presse, les émissions de radio, de télévision, beaucoup de conférences. Le Coran et la philosophie islamique sont essentiellement les travaux qui continuent sous forme de livre, sous forme d’enseignement.
Qu’est-ce qu’ont fait les français par exemple Henri Corbin, sur l’islam, le Coran, les œuvres islamiques surtout les œuvres chiites?
Des travaux intéressants ont été écrits en français sur l’islam et le chiisme en particulier. Pour les diviser et traiter seulement ce qui est plus important, on peut dire : il y a deux types de travaux, les travaux que l’on appelle « orientalistes » ou « spécialistes » d’un domaine ou d’un autre de l’islam, par exemple les uns ont écrits sur l’histoire, les autres sur la littérature et autres.  Certains sont très connus comme Louis Massignon qui a écrit des choses très extraordinaires sur le soufisme et sur les soufis.
Des travaux parfois sympathisants, parfois hostile…
Ces gens étaient parfois sympathisants envers l’islam et parfois plutôt hostiles. Et leurs travaux ont des qualités scientifiques diverses. Il y aura beaucoup à dire et on restera dans les généralités, c’est-à-dire les travaux des français ou des francophones, des Belges, Suisses, Canadiens, même des chercheurs d’Afrique du Nord, par exemple Mohammad Arkoun qui a écrit toute son œuvre en français, et qui est connu jusqu’en Iran, parce que ses travaux ont été traduits en Iran.
Des travaux des Algériens d’origine et naturalisés français ; d’autres d’Afrique par exemple ceux du Malien Amadou Hampâté Bâ qui est mon père spirituel et qui représentait l’Afrique traditionnelle à l’UNESCO et qui a écrit toute son œuvre en français et dans d’autres langues que l’arabe.
Ces travaux-là, on peut les classer selon deux critères : soit ils ont écrits par des gens sympathisants envers l’islam, qu’ils soient musulmans ou non, soit par des gens hostiles envers l’islam. Ils peuvent être culturellement musulmans ou non.
Et du point de vue scientifique, quelle est la qualité des œuvres écrites sur l’islam ?
Elles peuvent être excellentes ou non. Ils peuvent être des travaux hostiles à l’islam mais scientifiquement excellents, de très bonnes études historiques. On peut les classer selon ces deux critères. Pour moi, les travaux les plus intéressants sont ceux qui traitent essentiellement de l’islam en tant que doctrine, dans ses aspects philosophiques et spirituels.
Quand on parle de l’islam en français, ça peut être l’Islam en tant que civilisation ou l’islam en tant que religion. Quand on dit « christianisme », c’est seulement la religion, parce qu’en parlant de la civilisation on parlera de la « chrétienté ». Pareillement on peut parler de l’Inde ou de l’hindouisme. Mais quand on dit l’islam c’est aussi bien le monde musulman, la civilisation musulmane, 1400 ans d’histoire, depuis l’Indonésie jusqu’au Maroc, et depuis le Sud jusqu’au Nord, donc c’est immense.
Un islam sous l’aspect spirituel et philosophique …
J’entendrai ici l’islam seulement en tant que religion. Donc sous l’aspect des études religieuses  et en précisant encore l’aspect spirituel et philosophique. On a quelques grands noms, en particulier Corbin que vous avez mentionné, qui est le plus grand, mais d’autres comme Amadou Hampâté Bâ, qui est du Mali et qui a écrit toute son œuvre en français, il est un grand maître spirituel, on en a d’autres.
Islam iranien…
Corbin s’est spécialisé surtout sur l’islam iranien, et il est beaucoup plus connu pour cet aspect, même s’il a d’autres travaux avant, à partir du moment où il a commencé, vers la fin de sa vie, vers cinquante ans, à travailler sur l’islam iranien, il n’a travaillé que sur cela. Il avait travaillé sur d’autres domaines, sur l’ismaïlisme, sur la théologie protestante, mais à partir d’un moment, il n’a travaillé que sur l’islam iranien.
Il a une œuvre incomparable, un livre sur l’islam iranien qui représente en quelque sorte son testament et le résultat de sa vie, avec en même temps, le projet de ce qu’il faudrait faire pour continuer. C’est un peu le bilan de ce à quoi il est arrivé et une analyse de ce qu’il a fait et un projet pour continuer là où il y a du manque de travail et qu’il faudrait qu’il y ait des recherches.
Le Chiisme duodécimain…
Il a écrit quatre volumes sur l’Islam iranien. Le premier volume s’intitule « Le Chiisme duodécimain ». C’est le meilleur livre que je connaisse, écrit jusqu’à présent, pour présenter le chiisme, dans toutes les langues que je connaisse que ce soit en français, en anglais, dans les langues européennes, en allemand, en arabe et même en persan.
Je ne connais pas un livre de présentation, qui présente à la fois le chiisme à des gens qui ne le connaissent pas et les emmène à la fois tout de suite au plus profond du chiisme. Il ne commence pas par ABCD du chiisme, mais il les emmène tout de suite au cœur. C’est vraiment un livre unique actuellement dans toutes les langues que je connaisse, y compris en persan et en arabe.
Suivra…

‏سوگند به ستاره در آن زمان كه دارد غروب مي‌كند !‏

تفسير نور:

نجمسوره نجم آيه 1
‏متن آيه : ‏
‏ وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏سوگند به ستاره در آن زمان كه دارد غروب مي‌كند !‏

‏توضيحات : ‏
‏« النَّجْمِ » : جنس نجم مراد است و شامل همه ستارگان آسمان مي‌گردد . « هَوي‌ » : غروب كرد . مراد غروب ستارگان در همه اوقات ، يا غروب و فرو افتادن آنها در پايان جهان است . بعضي ( هَوي ) را براي طلوع و غروب استعمال كرده‌اند ( نگا : المراغي ) . به هر حال ، اشاره به طلوع و غروب ستارگان است كه از نشانه‌هاي بارز عظمت يزدان ، و از اسرار بزرگ آفرينش ، و از مخلوقات فوق‌العاده عظيم پروردگارند .‏

سوره نجم آيه 2
‏متن آيه : ‏
‏ مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏يار شما ( محمد ) گمراه و منحرف نشده است ، و راه خطا نپوئيده است و به كژراهه نرفته است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَا غَوي‌ » : به باطل نگرويده است . به خطا نرفته و به كژراهه نيفتاده است ( نگا : طه‌ / 121 ) .‏

سوره نجم آيه 3
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏و از روي هوا و هوس سخن نمي‌گويد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« عَنِ الْهَوي‌ » : از روي هوا و هوس . دل بخواه و خودسرانه . يعني آنچه مي‌گويد ، به فرمان خدا مي‌گويد و نه به فرمان دل ، و از سوي خدا مي‌گويد ؛ نه از سوي خود .‏

سوره نجم آيه 4
‏متن آيه : ‏
‏ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏آن ( چيزي كه با خود آورده است و با شما در ميان نهاده است ) جز وحي و پيامي نيست كه ( از سوي خدا بدو ) وحي و پيام مي‌گردد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« إِنْ » : نيست . حرف نفي است . « هُوَ » : قرآن .‏

سوره نجم آيه 5
‏متن آيه : ‏
‏ عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏( جبرئيل ، فرشته ) بس نيرومند آن را بدو آموخته است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« شَدِيدُ الْقُوي‌ » : داراي نيروهاي شگفت و قدرتهاي عظيم . مراد جبرئيل ، فرشته وحي است .‏

سوره نجم آيه 6
‏متن آيه : ‏
‏ ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏همان كسي كه داراي خرد استوار و انديشه وارسته است . سپس او ( به صورت فرشتگي خود و با بالهائي كه كرانه‌هاي آسمان را پر كرده بود ) راست ايستاد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مِرَّةٍ » : تيزهوشي . خرد استوار . پختگي انديشه . دقت و وارستگي . « ذُومِرَّةٍ » : تيزهوش و خردمند . دقيق و تيزبين . « إِسْتَوي‌ » : به پا خاست . راست ايستاد . در مأموريت خود چيره و توانا شد . مراد نمايان شدن جبرئيل در آغاز وحي است به شكل اصلي فرشتگي و با قيافه واقعي و با بالهائي كه افق كوههاي دور و بر غار حراء را پر كرده بود ( نگا : فاطر / 1 ، تكوير / 19 – 23 ) . حرف ( ف ) يا سببيه است . يعني : به سبب قوّت و قدرتي كه داشت ، خويشتن را نمودار كرد . و يا عاطفه است . يعني : بعد از ابلاغ و تعليم وحي ، به صورت اصلي خود ظاهر شد ( نگا : قاسمي ) .‏

سوره نجم آيه 7
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏در حالي كه او در جهت بلند ( آسمان رو به روي بيننده ) قرار داشت .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الأفُقِ » : جهت . واژه افق ، به معني كناره آسمان ، اصطلاح خاص علماء هيئت است و در اينجا مراد نيست ( نگا : المصحف الميسر ) . « الأفُقِ الأعْلي‌ » : جهت بالاي سر بيننده .‏

سوره نجم آيه 8
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى ‏

‏ترجمه : ‏
‏سپس ( جبرئيل ) پائين آمد و سر در نشيب گذاشت .‏

‏توضيحات : ‏
‏« دَنَا » : نزديك شد . « تَدَلّي‌ » : سر در نشيب گذاشت . رو به پائين آمد .‏

سوره نجم آيه 9
‏متن آيه : ‏
‏ فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏تا آنكه فاصله او ( و محمد ) به اندازه دو كمان يا كمتر گرديد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« قَابَ » : اندازه . مقدار . قدر . « قَابَ قَوْسَيْنِ » : مقدار طول دو كمان . در قديم ادوات و ابزار اندازه‌گيري مسافات و فواصلِ كم عربها ، كمان ، نيزه ، ذراع ، و وَجَب بود ( نگا : المصحف الميسر ) . « أَدْني‌ » : نزديكتر . كمتر .‏

سوره نجم آيه 10
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏پس جبرئيل به بنده خدا ( محمد ) وحي كرد آنچه مي‌بايست وحي كند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَوْحي‌ » : وحي كرد . پيام داد . فاعل جبرئيل است . « عَبْدِهِ » : مرجع ضمير ( ه ) خدا است .‏

سوره نجم آيه 11
‏متن آيه : ‏
‏ مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏دل ( محمد ) تكذيب نكرد چيزي را كه او ( با چشم سر ) ديده بود .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الْفُؤَادُ » : دل پيغمبر ( . « مَا » : مراد شكل و قيافه جبرئيل است . « رَأي » : محمد ديد .‏

سوره نجم آيه 12
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏آيا با او درباره چيزي كه ديده است ، ستيزه مي‌كنيد ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« تُمَارُونَهُ » : با او مجادله و ستيزه‌گري مي‌كنيد ( نگا : كهف‌ / 22 ، شوري‌ / 18 ) .‏

سوره نجم آيه 13
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏او كه بار ديگر ( در شب معراج ) وي را ديده است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« نَزْلَةً » : دفعه . يك بار . مراد شب معراج است .‏

سوره نجم آيه 14
‏متن آيه : ‏
‏ عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏نزد سدرةالمنتهي .‏

‏توضيحات : ‏
‏« سِدْرَةِ الْمُنتَهي‌ » : مكاني است در آسمانها .‏

سوره نجم آيه 15
‏متن آيه : ‏
‏ عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏بهشت كه منزل ( و مأواي متقيان ) است در كنار آن است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« جَنَّةُ الْمَأْوي‌ » : اضافه موصوف به صفت خود است ، همچون مسجد الجامع ، و يا اين كه اضافه بيانيه است ( نگا : آلوسي ) .‏

سوره نجم آيه 16
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏در آن هنگام ، چيزهائي سدره را فرا گرفته بود كه فرا گرفته بود ( و چنان عجائب و غرائبي ، قابل توصيف و بيان ، با الفباي زبان انسان نيست ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَغْشي‌ » : مي‌پوشاند . فرا مي‌گيرد . احاطه مي‌كند . « مَا » : چيزهائي كه . مراد آفريده‌هائي است كه تنها خدا بدانها آشنا است . برخي هم گفته‌اند : منظور انوار تجلي الهي ، و زيبائيهاي غيرقابل توصيف است . « مَا يَغْشي‌ » : مراد تعظيم و تفخيم و تكثير شي‌ء يا اشيائي است كه سدره را در آن وقت در بر گرفته بود .‏

سوره نجم آيه 17
‏متن آيه : ‏
‏ مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏چشم ( محمد در ديدن خود به چپ و راست ) منحرف نشد و به خطا نرفت ، و سركشي نكرد و ( تنها به همان چيزي نگريست كه مي‌بايست ببيند و بنگرد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَا زَاغَ » : منحرف نشد . به چپ و راست نگرائيد . به خطا نرفت . « مَا طَغي‌ » : فراتر نرفت . جز به چيزي ننگريست كه مي‌بايست بنگرد و ببيند . يعني درست به چيزي نگاه كرد كه مي‌بايست نگاه بكند ، و آنچه ديد عين واقعيت بود و حقيقت داشت .‏

سوره نجم آيه 18
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏او بخشي از نشانه‌هاي بزرگ ( و عجائب ملكوت ) پروردگارش را ( در آنجا ) مشاهده كرد ( از جمله ، سدرةالمنتهي ، بيت‌المعمور ، بهشت ، دوزخ ، و جبرئيل را با قيافه فرشتگي خود ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مِنْ ءَايَاتِ . . . » : برخي از عجائب و غرائب شگفت ملكوت . قسمتي از نشانه‌هاي بزرگ ساختار آفريدگار . حرف ( مِنْ ) تبعيضيه است . « الْكُبْري‌ » : بزرگ . صفت ( ءَايَاتِ ) است . « لَقَدْ رَأي مِنْ ءَايَاتِ رَبِّهِ الْكُبْري‌ » : سه نكته در اين آيه است : الف – حضرت محمد در شب معراج برخي از عجائب و غرائب ملكوت ، يا به عبارت ديگر چندي از آسمانها را ديده است‌ ؛ نه همه آسمانها را ( نگا : اسراء / 1 ) . ب – او آيات عظمت و نشانه‌هاي بزرگ آفرينش را ديده است نه خود آفريدگار را ، چرا كه خدا از تجلي خود چيزي نفرموده است و بحث از معراج را با رؤيت آيات كوني پايان داده است ( نگا : صفوة‌التفاسير ) . ج – آنچه را كه ملاحظه فرموده است واقعيت داشته است و در عالم بيداري بوده نه در عالم خواب و خيال .‏

سوره نجم آيه 19
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى ‏

‏ترجمه : ‏
‏آيا چنين مي‌بينيد ( و اين گونه معتقديد ) كه لات و عزي .‏

‏توضيحات : ‏
‏« اللاّتَ » : نام صخره سنگ سفيد و منقشي در طائف بوده كه بارگاه و پرده‌داراني براي آن ترتيب داده بودند و آن را مي‌پرستيدند . « الْعُزّي‌ » : نام درختي در سرزمين نخله ، ميان مكه و طائف بوده كه بارگاه و پرده‌داراني داشته است ( نگا : قاسمي ) .‏

سوره نجم آيه 20
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏و منات ، سومين بت ديگر ( معبود شما و دختران خدايند ، و داراي قدرت و عظمت مي‌باشند ؟ ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَنَاتَ » : نام صخره سنگي در سرزمين مشلّل ، نزديك قديد ، ميان مكه و مدينه بوده است . برخي هم لات و عزّي و منات را بتهائي از سنگ مي‌دانند كه در داخل كعبه بوده‌اند . « الثَّالِثَةَ الأُخْري‌ » : صفت اوّل و دوم منات هستند ، و براي تحقير رتبه آن از دو تاي نخست است . يعني منات كه در رتبه سوم و بعد از لات و عزي است . عربها به اين سه بت اهميت فراواني مي‌دادند و آنها را تمثال يا نظر كردگان فرشتگاني مي‌پنداشتند كه ايشان را دختران خدا مي‌خواندند . در نامگذاري نيز از اسماء و صفات خداوند استفاده كرده بودند : ( أَلّلاّت ) مؤنث ( الله ) ، ( عُزّي ) مؤنث ( أَعَزّ ) ، و ( مَنات ) ظاهراً مؤنث ( مُني ) است .‏

سوره نجم آيه 21
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الْأُنثَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏آيا پسر مال شما باشد ، و دختر مال خدا ؟ ! ( در حالي كه به گمان شما دختران كم‌ارزش‌تر از پسرانند ؟ ! )‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَلَكُمُ الذَّكَرُ . . . » : عربها فرشتگان را مؤنث و دختر خدا مي‌دانستند ( نگا : آيه 27 ) . همچنين بتهاي خود را با اسمهاي مؤنث نامگذاري مي‌نمودند و انباز خداوند مي‌شمردند !‏

سوره نجم آيه 22
‏متن آيه : ‏
‏ تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏در اين صورت ، اين تقسيم ظالمانه و ستمگرانه‌اي است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« قِسْمَةٌ » : تقسيم . بخش كردن . « ضِيزَيا » : ستمگرانه . غير عادلانه .‏

سوره نجم آيه 23
‏متن آيه : ‏
‏ إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏اينها فقط نامهائي ( بي‌محتوي و اسمهائي بي‌مسمي ) است كه شما و پدرانتان ( از پيش خود ) بر آنها گذاشته‌اند . هرگز خداوند دليل و حجتي ( بر صحت آنها ) نازل نكرده است . آنان جز از گمانهاي بي‌اساس و از هواهاي نفس پيروي نمي‌كنند . در حالي كه هدايت و رهنمود از سوي پروردگارشان براي ايشان آمده است ( و در پرتو آن مي‌توانند به ناچيزي بتها پي ببرند و رضاي خداي را بجويند و راه سعادت بپويند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« إِنْ هِيَ إِلاّ أَسْمَآءٌ » : بتها جز اسمهاي بي‌مسمي نبوده و كمترين اثري از الوهيت در آنها موجود نمي‌باشد ، و معبودهاي موهومي و زائيده پندار نفسهاي بيمارند ، و لذا پرستش را نشايند .‏

سوره نجم آيه 24
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى ‏

‏ترجمه : ‏
‏مگر آنچه انسان آرزو كند به آن مي‌رسد و خواهد داشت‌ ؟ !‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَا تَمَنّي‌ » : آنچه خواسته است . يعني انسان هر چه بخواهد ، نبايد كه چنان پيش بيايد و بشود . مراد اين است كه چشم طمع ايشان به شفاعت بتها بيجا است .‏

سوره نجم آيه 25
‏متن آيه : ‏
‏ فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏چرا كه دنيا و آخرت از آن خدا است ( و قانونگذاري و فرماندهي هر دو سرا مربوط بدو است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الأولي‌ » : اين جهان ( نگا : قصص‌ / 70 ) .‏

سوره نجم آيه 26
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْضَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏چه‌بسيار فرشتگاني كه در آسمانها هستند و ( با وجود عظمت و بزرگواريشان ) شفاعت ايشان سودي نمي‌بخشد و كاري نمي‌سازد ، مگر بعد از آنكه خدا بخواهد به كسي ( كه شفيع است ) اجازه دهد ، و ( از مشفوعٌ‌له ) راضي و خوشنود گردد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« كَمْ » : چه بسيار است ! « لا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً » : ( نگا : طه‌ / 109 ، زخرف‌ / 86 ، يس‌ / 23 ) . « يَرْضي‌ » : ( نگا : طه‌ / 109 ) .‏

سوره نجم آيه 27
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏كساني كه به آخرت ايمان ندارند ، فرشتگان را با نامهاي زنان وصف و نامگذاري مي‌كنند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« تَسْمِيَةَ » : نامگذاري كردن ( نگا : حجرات‌ / 11 ) . « تَسْمِيَةَ الأنثي‌ » : مراد اين است كه نامهاي زنان را بر فرشتگان مي‌گذارند و ايشان را دختران خدا مي‌دانند ( نگا : نحل‌ / 57 ، زخرف‌ / 19 ) .‏

سوره نجم آيه 28
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً ‏

‏ترجمه : ‏
‏ايشان در اين باب چيزي نمي‌دانند ( و از نر و ماده بودن فرشتگان كاملاً بي‌خبرند ) و جز از ظن و گمان پيروي نمي‌كنند ، و ظن و گمان هم ( در بخش اعتقادات ، به كسي سودي نمي‌رساند ، و انسان را ) بي‌نياز از حق نمي‌گرداند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بِهِ » : به آن سخني كه درباره ماده بودن فرشتگان مي‌گويند . مرجع ضمير ( ه ) قول ، يا مذكور تسميه است . « إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً » : ( نگا : يونس‌ / 36 ) . ظن بجاي يقين نمي‌نشيند و سودي نمي‌بخشد .‏

سوره نجم آيه 29
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ‏

‏ترجمه : ‏
‏از كسي روي بگردان كه به قرآن ما پشت مي‌كند و جز زندگي دنيوي نمي‌خواهد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« تَوَلّي‌ » : پشت كرد . روي گردان شد . « ذِكْرِنَا » : ياد ما . قرآن ما ( نگا : حجر / 6 و 9 ، نحل‌ / 44 . همچنين : المنتخب ) .‏

سوره نجم آيه 30
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏منتهاي دانش ايشان همين است . پروردگار تو كسي را كه از راه خدا منحرف شده باشد ، و همچنين كسي را كه راهياب بوده باشد ، به خوبي مي‌شناسد ( و بهتر از همه ، احوال و اوضاع آنان را مي‌داند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ » : منتهاي دانش و آگاهي ايشان . نهايت فرزانگي و اطلاع آنان .‏

سوره نجم آيه 31
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا بِمَا عَمِلُوا وَيَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏هر چه در آسمانها و هر چه در زمين است ، متعلق به خدا است . سرانجام خداوند بدكاران را در برابر كارهائي كه مي‌كنند كيفر مي‌دهد ، و نيكوكاران را در برابر كارهائي كه مي‌كنند به بهترين وجه پاداش عطاء مي‌كند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« لِيَجْزِيَ . . . » : حرف ( ل ) لام غايت است . بنابراين جزا و سزا غايت و هدف آفرينش است . « بِالْحُسْني‌ » : به بهترين وجه . به سبب اعمال نيك . پاداش نيكو كه بهشت است .‏

سوره نجم آيه 32
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏همان كساني كه از گناهان بزرگ و بدكاريها كناره‌گيري مي‌كنند و اگر گناهي از آنان سر زند تنها صغيره است ( و آن هم مورد عفو خدا قرار مي‌گيرد ) چرا كه پروردگار تو داراي آمرزش گسترده و فراخ است . خداوند از همان زمان كه شما را از زمين آفريده است ، و از آن روز كه شما به صورت جنينهاي ناچيزي در درون شكمهاي مادرانتان بوده‌ايد ، از ( تمام ذرات و همه جزئيات وجود ) شما به خوبي آگاه بوده است و هست . پس از پاك بودن خود سخن مگوئيد ، زيرا كه او پرهيزگاران را ( از همه ) بهتر مي‌شناسد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَآئِرَ الإِثْمِ وَ الْفَوَاحِشَ » : ( نگا : شوري‌ / 37 ) . « إِلاّ » : لكن . « اللَّمَمَ » : صغائر . گناهان كوچك ، كه مورد عفو خدايند ( نگا : نساء / 31 ) . « أَجِنَّةٌ » : جمع جَنين . بچه‌اي كه هنوز در شكم مادر است . « لا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ » : خودستائي مكنيد . از پاك بودن خود لاف مزنيد و سخن مگوئيد ( نگا : نساء / 49 ) .‏

سوره نجم آيه 33
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى ‏

‏ترجمه : ‏
‏آيا آن كسي را ديده‌اي كه ( از پيروي حق ) دوري گزيده است‌ ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَفَرَأَيْتَ ؟ » : آيا تأمّل كرده‌اي و شناخته‌اي‌ ؟ آيا انديشيده‌اي و ديده‌اي‌ ؟ « تَوَلّي‌ » : به حق پشت كرد . از پذيرش اسلام دوري‌گزيد .‏

سوره نجم آيه 34
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَعْطَى قَلِيلاً وَأَكْدَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏و اندكي بذل و بخشش كرده است و بعد از بذل و بخشش دست كشيده است‌ ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَكْدي‌ » : عطاء را قطع كرد . بخل ورزيد و نداد .‏

سوره نجم آيه 35
‏متن آيه : ‏
‏ أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏آيا او علم غيب دارد ، و مي‌بيند ( كه پشت به اسلام كردن و حق را نپذيرفتن و بخل ورزيدن و بذل و بخشش ننمودن ، پسنديده و بلامانع است‌ ؟ ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« يَري‌ » : مي‌بيند . يعني حقيقت را مي‌بيند و مي‌داند .‏

سوره نجم آيه 36
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏يا بدانچه در تورات موسي بوده است ، مطلع و باخبرش نكرده‌اند ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« صُحُفِ » : جمع صَحيفة ، كتابها . مراد تورات است ( نگا : طه / 133 ) .‏

سوره نجم آيه 37
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى ‏

‏ترجمه : ‏
‏يا از آنچه در صحف ابراهيم بوده است ، مطلع و باخبرش نكرده‌اند ؟ ابراهيمي كه ( قهرمان توحيد بوده و وظيفه خود را ) به بهترين وجه ادا كرده است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« وَفّي‌ » : به تمام و كمال به عهد خود وفا نمود ، و وظيفه خود را چنانكه بايد ادا كرد ( نگا : بقره‌ / 124 ) .‏

سوره نجم آيه 38
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏( در صحف ايشان آمده است ) كه هيچكس بار گناهان ديگري را بر دوش نمي‌كشد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَلاّ تَزِرُ . . . » : اصل آن ( أَنْ لا تَزِرُ . . . ) است . حرف ( أَنْ ) مخفف از مثقله است « لا تَزِرُ وَازِةٌ وِزْرَ أُخْري‌ » : ( نگا : انعام‌ / 164 ، اسراء / 15 ، زمر / 7 ) .‏

سوره نجم آيه 39
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏و اين كه براي انسان پاداش و بهره‌اي نيست جز آنچه خود كرده است و براي آن تلاش نموده است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَنْ » : حرف مخفف از مثقله است . « مَا سَعي‌ » : واژه ( ما ) مصدريه است . يعني جز سعي و تلاش خود انسان ، بهره ديگري ندارد . مي‌تواند موصوله هم باشد . يعني جز آنچه براي آن تلاش كرده و انجام داده است ، پاداش ديگري ندارد ( نگا : آلوسي ) .‏

سوره نجم آيه 40
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏و اين كه قطعاً سعي و كوشش او ديده خواهد شد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« سَوْفَ يُري‌ » : ديده خواهد شد . هم خدا و رسول كاركرد او را مي‌بينند ، و هم مؤمنان و هم خودش ( نگا : توبه‌ / 105 ، زلزله‌ / 7 و 8 ، آل‌عمران‌ / 30 ) .‏

سوره نجم آيه 41
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏سپس ( در برابر كارش ) سزا و جزاي كافي داده مي‌شود .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الأوْفي‌ » : به تمام و كمال . كافي و بسنده .‏

سوره نجم آيه 42
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏و اين كه قطعاً پايان راه به پروردگار تو منتهي مي‌شود ( و بازگشت همگان در پايان جهان بدو است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الْمُنتَهي‌ » : نهايت كار . مرجع . بازگشت ( نگا : غافر / 3 ، علق‌ / 8 ) .‏

سوره نجم آيه 43
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏و اين كه قطعاً او است كه مي‌خنداند و مي‌گرياند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَضْحَكَ وَ أَبْكي‌ » : خنداند و گرياند . يعني اسباب خنده و گريه را فراهم مي‌كند .‏

سوره نجم آيه 44
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا ‏

‏ترجمه : ‏
‏و اين كه قطعاً او است كه مي‌ميراند و زنده مي‌گرداند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَمَاتَ وَ أَحْيَا » : ( نگا : بقره‌ / 258 ، حجر / 23 ، ق / 43 ) .‏

سوره نجم آيه 45
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏و اين كه او است كه جفتهاي نر و ماده را مي‌آفريند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الذَّكَرَ » : بدل ( الزَّوْجَيْنِ ) است .‏

سوره نجم آيه 46
‏متن آيه : ‏
‏ مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏از نطفه ناچيزي ، بدانگاه كه ( به رحم ) جهانده مي‌شود .‏

‏توضيحات : ‏
‏« تُمْني‌ » : پرانده و جهانده مي‌گردد ( نگا : طارق / 6 ) .‏

سوره نجم آيه 47
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏و اين كه قطعاً بر خدا است كه ( رستاخيز را پديدار و مردگان را ) زندگي دوباره بخشد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« النَّشْأَةَ الأُخْري‌ » : پيدايش ديگر . مراد رستاخيز مردگان و حيات دوباره است .‏

سوره نجم آيه 48
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏و اين كه او است كه قطعاً ثروتمند مي‌كند و فقير مي‌گرداند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَغْني‌ » : دارائي داد و ثروتمند گرداند . « أَقْني‌ » : همزه اين واژه براي سلب است و به معني ( فقير كرد ) مي‌باشد ( نگا : آلوسي ) . به دليل تقابل . أَضْحَكَ وَ أَبْكي . . . أَماتَ وَ أَحْيَا . برخي هم آن را به معني ( توشه داد و ارضاء كرد ) گرفته‌اند .‏

سوره نجم آيه 49
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏و اين كه او است خداوندگار ستاره شِعري .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الشِّعْري‌ » : نام ستاره‌اي است كه گروهي از مشركان عرب آن را مي‌پرستيدند . قرآن مي‌فرمايد : چرا شعري را مي‌پرستيد ، آفريدگار آن را بپرستيد .‏

سوره نجم آيه 50
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَاداً الْأُولَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏و اين كه او است كه عاد نخستين را نابود كرده است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« عَادًا الأُولي‌ » : عاد نخستين ، قوم معروف كه پيغمبرشان حضرت هود بوده است ( نگا : احقاف‌ / 21 ) . عاد دوم ، در مكه مي‌زيسته‌اند و از نسل عاد نخستين بوده‌اند ( نگا : المصحف الميسر ) .‏

سوره نجم آيه 51
‏متن آيه : ‏
‏ وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏و قوم ثمود را هلاك كرد و از ايشان هيچ باقي نگذاشت .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَآ أَبْقي‌ » : كسي از ايشان را باقي نگذاشت .‏

سوره نجم آيه 52
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏و نيز قوم نوح را قبل از آنان هلاك ساخت . چرا كه ايشان از همگان ستمگرتر و سركش‌تر بودند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَظْلَمَ » : ستمگرتر . « أَطْغي‌ » : سركش‌تر و نافرمان‌تر .‏

سوره نجم آيه 53
‏متن آيه : ‏
‏ وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏و شهرهاي زير و رو شده قوم لوط را فرو انداخت .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الْمُؤْتَفِكَةَ » : ( نگا : توبه‌ / 70 ) . « أَهْوي‌ » : از بالا به پائين انداخت . فرو انداخت .‏

سوره نجم آيه 54
‏متن آيه : ‏
‏ فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى ‏

‏ترجمه : ‏
‏آن را فرو پوشاند آنچه مي‌بايست آن را فرو پوشاند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« غَشّي » : فرا گرفت . دربر گرفت . پوشاند . « مَا » : مراد هول و هراس و سنگها و ديگر چيزها است . اين واژه مي‌تواند فاعل و يا مفعول به باشد .‏

سوره نجم آيه 55
‏متن آيه : ‏
‏ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكَ تَتَمَارَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏پس ( اي كافر نعمت ) آيا به كداميك از نعمتهاي پروردگارت شك و ترديد مي‌ورزي‌ ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« ءَالآءِ » : جمع إِلْي ، نعمتها ( نگا : اعراف‌ / 69 ) . « تَتَمَاري » : شك و ترديد داري . از ( مِرْيَة ) به معني شك و گمان ( نگا : فصّلت‌ / 54 ) .‏

سوره نجم آيه 56
‏متن آيه : ‏
‏ هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النُّذُرِ الْأُولَى ‏

‏ترجمه : ‏
‏اين ( پيغمبر ، يكي از پيغمبران خدا ، و ) از زمره بيم دهندگان پيشين است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« هذا » : اين پيغمبر . « نَذِيرٌ » : بيم‌دهنده از عقاب خدا ( نگا : فاطر / 24 ) .‏

سوره نجم آيه 57
‏متن آيه : ‏
‏ أَزِفَتْ الْآزِفَةُ ‏

‏ترجمه : ‏
‏قيامت نزديك گرديده است .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَزِفَتْ » : نزديك گرديده است . فرا رسيده است . « الآزِفَةُ » : نزديك . مراد قيامت است ( نگا : غافر / 18 ) .‏

سوره نجم آيه 58
‏متن آيه : ‏
‏ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏جز خدا هيچكس نمي‌تواند آن را ظاهر و پديدار كند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« كَاشِفَةُ » : ظاهر كننده و پديد آورنده ( نگا : اعراف‌ / 187 ) . جلوگيري كننده . معني ديگر آيه : جز خدا هيچكس نمي‌تواند از وقوع آن جلوگيري كند .‏

سوره نجم آيه 59
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آيا از اين سخن تعجب مي‌كنيد و در شگفت مي‌افتيد ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« هذَا الْحَدِيثِ » : مراد قرآن است ( نگا : زمر / 23 ) .‏

سوره نجم آيه 60
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و آيا مي‌خنديد و گريه نمي‌كنيد ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« تَضْحَكُونَ » : مي‌خنديد . يعني همچون استهزاء كنندگان مي‌خنديد . « لا تَبْكُونَ » : گريه نمي‌كنيد . يعني چرا بايد همچون متقيان از خوف خدا گريه نكنيد .‏

سوره نجم آيه 61
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنتُمْ سَامِدُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و آيا پيوسته در غفلت و هوسراني بسر مي‌بريد ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« سَامِدُونَ » : جمع سامِد ، غافل و هوسران . متكبر و سرگردان از غرور .‏

سوره نجم آيه 62
‏متن آيه : ‏
‏ فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا ‏

‏ترجمه : ‏
‏اكنون كه چنين است خدا را سجده كنيد و او را بپرستيد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« فَاسْجُدُوا . . . » : مراد اين است كه اگر مي‌خواهيد در صراط مستقيم حق ، گام برداريد ، تنها براي او كه تمام خطوط عالم هستي به ذات پاك وي منتهي مي‌گردد ، سجده كنيد ، و اگر مي‌خواهيد به سرنوشت دردناك اقوام پيشين گرفتار نيائيد كه بر اثر شرك و كفر و ظلم و ستم در چنگال عذاب الهي گرفتار شدند ، تنها او را عبادت كنيد .‏
بازگشت به لیست سوره‌ها

کنایه های مدیری

کنایه های مهران مدیری

روی لینگ کلیک فرمایید13960201000350_Test_PhotoG

 

http://www.farsnews.com/MediaDisplay.aspx?nn=13960201000372